الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
301
تفسير مجمع البيان (فارسى)
« وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً . . . » نازل شده است . ابو مجلز در بارهء « فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها » گويد : مقصود اين است كه اگر خداوند ، قاتل را مجازات كند ، مجازاتش خلود در جهنم مىباشد . از ابو صالح نيز همين طور روايت شده است . عياشى نيز به اسناد خود از امام صادق ( ع ) چنين نقل كرده است . از پيامبر گرامى ( ص ) نيز روايت شده است كه فرمود : « جزايش همان است ، اگر خداوند ، مجازاتش كند . ) عاصم بن ابى النجود از ابن عباس در بارهء . « فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ » نقل كرده است كه وى گفت : ( جزاى قاتل همين است ، خداوند اگر بخواهد عذابش كند و اگر بخواهد او را بيامرزد . از ابو صالح و بكر بن عبد اللَّه روايت شده است كه : همانطورى كه انسان كسى را از مخالفت امر خود مىترساند و مىگويد : اگر مخالفت كردى ، جزايت ، كشتن و زدن است و اگر پس از مخالفت ، او را مجازات معاف داشت ، دروغى نگفته است ، آيه نيز چنين است . ابو على جبايى اعتراض كرده است كه : آنچه انجام داده نشود ، كيفر شمرده نمىشود . مثلا هر گاه ، مزدورى مستحق اجرت باشد ، پولى كه نزد صاحب كار است ، پاداش عمل او شمرده نمىشود . لكن اين اعتراض بىجاست ، زيرا جزا عبارت از استحقاق شخص نسبت به آن است ، اعم از اينكه جزا بمرحلهء عمل برسد يا نرسد ، از اينرو گفته مىشود : جزاى نيكوكار ، نيكى و جزاى بدكار ، بدى است ، اگر چه نيكوكار و بدكارى معين نشده باشند . تا چه رسد به اينكه گفته شود كه جزاى نيكى و بدى بمرحله عمل رسيده يا نرسيده است و گفته مىشود كه براى قاتل ، اگر مرتكب قتل شود ، چنين جزايى است پس جهنم ، جزاى قتل است . علت اينكه به پول گفته نمىشود كه جزاى مزدور است ، بخاطر اينست كه مزدور ، پول معينى را در ذمه صاحب كار ، مستحق نيست ، بلكه پول كلى و نامعين ، مستحق است و صاحب كار مىتواند هر پولى كه بخواهد به او بدهد .